مرتضى مطهرى
41
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است . اينكه رسول خدا و على مرتضى بر خود در غذا و لباس و مسكن و غيره سخت مىگرفتند نه از اين جهت است كه توسعه در زندگى بالذات زشت و ناپسند است ، بلكه مربوط به چيزهاى ديگر بوده . يكى مربوط بوده به وضع عصر و زمانشان كه براى عموم مردم وسيله فراهم نبود ، فقر عمومى زياد بود . در همچو اوضاعى مواسات و همدردى اقتضا مىكرد كه به كم قناعت كنند و مابقى را انفاق كنند . بعلاوه آنها در زمان خود زعيم و پيشوا بودند ، وظيفهء زعيم و پيشوا كه چشم همه به اوست با ديگران فرق دارد . وقتى كه على عليه السلام در بصره بر مردى به نام علاء بن زياد حارثى وارد شد ، او از برادرش شكايت كرد و گفت برادرم تارك دنيا شده و جامهء كهنه پوشيده و زن و فرزند را يكسره ترك كرده . فرمود حاضرش كنيد . وقتى كه حاضر شد فرمود چرا بر خود سخت مىگيرى و خود را زجر مىدهى ؟ چرا بر زن و بچهات رحم نمىكنى ؟ آيا خداوند كه نعمتهاى پاكيزهء دنيا را آفريده و حلال كرده كراهت دارد كه تو از آنها استفاده كنى ؟ آيا تو اينطور فكر مىكنى كه خداوند دوست نمىدارد بندهاش از نعمتش بهره ببرد ؟ . عرض كرد : « هذا انْتَ فى خُشونَةِ مَلْبَسِكَ وَ جُشوبَةِ مأْكَلِكَ » « 1 » گفت يا امير المؤمنين ! خودت هم كه مثل منى ، تو هم كه از جامهء خوب و غذاى خوب پرهيز دارى . فرمود من با تو فرق دارم ، من امام و پيشواى امتم ، مسئول زندگى عمومى هستم ، بايد در توسعه و رفاه زندگى عمومى تا آن حدى كه مقدور است سعى كنم . آن اندازه كه ميسر نشد و مردمى فقير باقى ماندند ، بر من از آن جهت كه در اين مقام هستم لازم است در حد ضعيفترين و فقيرترين مردم زندگى كنم تا فقر و محروميت ، فقرا را زياد ناراحت نكند ، لااقل از آلام روحى آنها بكاهم ، موجب تسلى خاطر آنها گردم . اين بود دو نوع تفسيرى كه از طرز زندگانى زاهدانهء رسول خدا و على مرتضى عليهما السلام مىتوان كرد . اگر تفسير اول صحيح مىبود مىبايست همه در همهء زمانها خواه آنكه وسيله براى عموم فراهم باشد خواه نباشد ، خواه آنكه مردم در وسعت باشند خواه نباشند آنطور زندگى كنند و البته ساير ائمه عليهم السلام هم در درجهء اول از آن طرز زندگى پيروى
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 200 .